تبليغاتX
؟
؟
پانزدهم آبان 1388 :: :: نويسنده : راستین
نغمه ازادی ام، به گوش  نتواند رسيد؛ ولي بيا با هم سخن گوييم ، باشد كه هراس تنهايي را احساس
 
نكنيم.من آمده ام تا حرفي را بگويم و آن را خواهم گفت. اگر پيش از به زبان آوردن آن، مرگ مرا دريابد، فردا
 
 آن را به زبان مي آورد. زيرا فردا هيچ رازي را در كتاب ابديت پنهان نمي گذارد.من آمده ام تا در شكوه و
 
 روشنايي عشق و زيبايي، زندگي كنم. من اينجايم، زنده؛ انها نمي توانند مرا از زندگيم تبعيد كنند.اگر آن ها
 
چشمانم را دراورند من به نجواي عشق و نغمه هاي زيبايي و سرور گوش خواهم سپرد.اگر آن ها بخواهند مرا
 
از شنيدن بازدارند، من وجد و سرور را در نوازش نسيم خواهم يافت كه آميخته اي ايست از رايحه زيبايي و
 
حلاوت نفس هاي عاشقان.و اگر هوا را از من دريغ كنند،من با روحم زندگي خواهم كرد؛ زيرا روح، خواهر
 
 عشق و زيبايي است.من آمده ام تا براي همه و در ميان همه باشم.
 

 

 

 

پی نوشت:

یادش به خیر عمو خسرو! با اون صدا و لحن خاصش همیشه می‌گفت:

«سبز باشید! سبز سبز سبز»



نوزدهم مهر 1388 :: :: نويسنده : راستین

كسي كه ازدواج كنه نصف دينش حفظ ميشه(یا کامل میشه) و كسي كه زود ازدواج كنه دو سوم دينش حفظ ميشه(کامل میشه)( چون متن حدیث یادم نیست نقل به مضمون شده) منظورم از دوستي در اينجا دوستي دختر و پسر هست.

ديده شده حتي بعضي ها كه دهنشون بوي شير ميده.يا حتي بوي جوجه.اونا هم به ازدواج فكر مي كنن.اسم خواستگاري مياد.ميشه سرخ سرخ.بعضي ها هم رنگشون مي پره ميشن سفيد سفيد.در بعضي موارد نادر حتي سبز سبز هم  گزارش شده.ولي ما به گزارشات نادر كاري نداريم.چون نادر يه ذره خله.

معايب دوستي:

1-يه نفر به عنوان تفريح و سرگرمي به دوستي نگاه مي كنه.يه نفر به ديد ازدواج بهش نگاه مي كنه.

بي تو مهتاب شبي از آن كوچه گذشتم                    به فكر تو نبودم داشتم ول مي گشتم

2-معمولا پسر ميگه من چون از نظر مالي وضع خوبي ندارم بيا با هم دوست بشيم.راه حل اينه كه يه عقد دايم خونده بشه. دو سال يا سه سال يا چهار سال با هم عقد بمونن.و هر وقت از نظر مالي يه حداقلي شكل گرفت.با هم برن زير يه سقف.توي اين سه چهار سال رابطه مثل دوستي باشه ولي با عقد دايم.يعني هر كي خرجش با خودش.نه اينكه دختر بره دانشگاه بگه خرج منم تو بده.(در واقع شرايط عقد دايم كه وظيفه مرد در اون تهيه مسكن و خوراك و پوشاك و نفقه هست رو سه الي چهار سال به تاخير بندازيم)

3-توي دوستي يه نفر رابطه رو بدون هيچ دليل قطع مي كنه و تو هم هيچ كاري نمي توني بكني در حالي كه كلي ضرر كردي.

۴-توي دوستي هميشه اين ترس وجود داره كه مبادا همه بفهمن.توي يه خونواده ممكنه دوستي يه چيز عادي باشه ولي توي خيلي از خونواده ها اين طور نيست.

5-اگه يه نفر با تو دوست ميشه.با كساي ديگه هم ممكنه دوست بشه.اين فكر بعد از ازدواج بيشتر خودش رو نشون ميده .و دو طرف مدام به هم شك مي كنن.وزندگشون داغون ميشه.

6-اگه دوستي بهم بخوره.و تو بخواي ازدواج كني.ممكنه اون دوست.در ازدواج آيندت اختلال ايجاد كنه.يا بعد از ازدواج يه تهديد براي زندگيت بشه.يا شايد باج گيري كنه.به هر حال توي اين دوره همه جور آدم چغور پغوري پيدا ميشه.

اما ممكنه يه عده بگن .دوست ميشيم كه همديگه رو بهتر بشناسيم.خوب به جاي دوستي بهتره نامزدي گرفته بشه.توي نامزدي بعضي ها همه قوم خويش ها رو دعوت مي كنن.از خونواده دسته ديزيا تا شوهر خاله همسايه فرهاد اينا.نامزدي بهتره سه يا چهار ماه باشه.بي سر وصدا باشه.دو طرف خوب همديگه رو بشناسن.تا اگه به هم خورد.خيلي اتفاق مهمي نيفتاده باشه.مزيت نامزدي اينه كه: شناخت ميده.خانواده ها در جريان هستن ورابطه كنترل شده هست.و ثبت رسمي هم نشده.

يه اشكال مهم اينه كه دخترا منتظر يه پسر با اسب سفيد هستن.حالا چه اشكالي داره يه نفر سوار بر خر سفيد بياد.تا حالا به چشمان يه خر نگاه كردي .ديدي چقدر مظلوم هست.دلت مياد.البته به دليل كمبود امكانات در شهر به جاي خر سفيد از دوچرخه سفيد هم ميشه استفاده كرد.اين همه آدم ها تنهايي مي كشن كه مي خوان پول عروسي رو جور كنن.حالا عروسي نگيريم.به خاطر يه شب آدم ها چند سال از زندگيشون رو زحمت ميكشن كه پول اون يه شب جور بشه.آخرشم هر كي يه چيز در مورد عروسي ميگه.لحظات دوستي كه همش گناه پاي آدم مي نويسن.ميشه به جای دوستی  ازدواج کرد و به جاي گناه همش ثواب بنويسن.

اما دو نكته مهم

اول:حمايت خانواده ها بايد باشه.منت نذارن و از نظر مالي و اجتماعي حمايت كنن.

دوم :پسري به درد اين نوع ازدواج مي خوره.جوهر كار داشته باشه.سوسول نباشه.مسيوليت پذير باشه.و دختري كه قانع باشه.البته بلوغ عقلی و اجتماعی و غیره هم باید باشه . نه هر کسی که درک درستی از ازدواج نداره.يه مزيت ديگه اينه كه مثلا دختر سال اول دانشگاه هست و پسر مي خواد بره سربازي.دختر بدون اينكه گرفتار زندگي باشه درسش رو مي خونه .پسر هم ميره سربازي. و توي شهر خودش ميوفته.و بعدش همه چيز براي تشكيل خانواده آماده ميشه. و دين هر دو طرف هم حفظ ميشه.این نشون میده اختلاف سنی باشه بهتره .معمولا اين نوع ازدواج بين آدم هاي مومن اتفاق ميوفته.اكثر پدر و مادر هاي ما موقع ازدواج هيچي نداشتن.ولي الان همه چيز دارن.ولي مثل اينكه يادشون رفته.

در مورد نامزدی عقیده ها متفاوت هست.من عقیده خودم رو گفتم.ولی این مدل ازدواج رو فکر کنم آقای قرایتی هم توصیه کردن.در ضمن انبر دست و دم باریک من نیست.کی برداشته؟هر کی برداشته بیاد بگه من کاریش ندارم فقط دو سه تا تو گوشی می خوره همین

 



دهم شهریور 1388 :: :: نويسنده : راستین
 

کاوه میرکاظم:

 
 


گفتگوی خانم نوشابه امیری با محسن کدیور بسیار خواندنی بود. در جایی از این گفتگو نوشابه امیری به فتوایی از مصباح یزدی اشاره می ‌کند «که تجاوز به دختر و پسر های 12 سال، به دلیل مقابله آنان با حکومت اسلامی، عیبی ندارد» محسن کدیور هم ضمن تکذیب این خبر در پاسخ می‌گوید: «ما در اسلام حتی د�� برخورد با "کافر حربی" هم چنین حقی نداریم، چه برسد به معترض مسالمت جوی مسلمان یا انسان هموطن»

 

از دل این پرسش و پاسخ دو نکته را می خواهم اشاره کنم

 

۱- من هم مثل جناب کدیور هیچ جایی چنین سخنی را از مصباح یزدی ندیده و نشنیده ام. البته در روزهای اخیر بارها مطالبی را به صورت طنز بر روی سایت های مختلف مشاهده کرده ام که در قالب استفتا از قول مصباح یزدی تجاوز را جایز اعلام کرده اند. اما از خانم نوشابه امیری به عنوان یک روزنامه نگار کهنه کار این انتظار را دارم که تفاوت بین خبر واقعی و شایعه و طنز را حتی در شرایط تلخی مانند حالا و حتی علیه شقی‌ ترین اشقیا درک کند و ادعای بی سند نکند. (حداقل اگر سند محکمی هم در دست نیست اما قراین کافی و قانع کننده برای بیانش داشته باشد.) فاجعه ای که در ایران اتفاق افتاده آن قدر عریان و ملموس هست که نخواهیم پیاز داغش را بیشتر کنیم. افزودن پیاز داغ حتی اگر به نیت خیر تخطئه جنایتکاران هم باشد ضرر دارد. چون آدم را از حقیقت منحرف می کند و دنبال نخود سیاه می فرستد.

 

۲- اما اگرچه من چنین سخنی را از مصباح یزدی و هیچ کس دیگری ندیده و نشنیده ام، باز بعید نمی دانم که دیوانه ای پیدا شود و به چنین برداشتی برسد و چنان مجوزی صادر کند. به خاطر ب��اورید که در روزهای قبل از انتخابات ۲۲ام خرداد بیانیه ای از سوی جمعی از کارمندان وزارت کشور صادر شد. در آن بیانیه گفته شده بود که مصباح یزدی با ارایه تفسیری از آیه ۲۴۹ سوره بقره خواهان تقلب در انتخابات به نفع نامزدی که (از نظر او) برحق است اما در اقلیت قرار دارد، شده بود. (در این باره هم من سند محکمی ندارم که لزوما مصباح یزدی این حرف را زده باشد اما شواهد قانع کننده دارم.) من با دیدن چنین تفسیری شوکه شدم. با علم اندکی که دارم می دانم که هیچ گاه و در هیچ منبعی در این هزار و چهارصد و اندی سال پس از نزول قرآن کسی چنین برداشتی از این آیه ارایه نکرده است. اما حالا کسی پیدا شده - حتی اگر این شخص مصباح یزدی هم نباشد - که به مدد قوه خلاقه اش چنین تفسیری را از دل این آیه در آورده است. 

مصباح یزدی از جمله کسانی است که مدافع برده داری است. حکم برده زن (کنیز) چیست؟ نظر غالب (نه لزوما نظر درست) تاکنون این بوده که کنیز ملک صاحب خود به شمار می‌آید. یعنی صاحب کنیز شرعاً مجاز است هرگونه صلاح ‌بداند در ملک خود تصرف کند. رضایت کنیز اهمیتی ندارد. رابطه جنسی ارباب با کنیز بدون اذن و خواست او جایز است (حقوق بشر مدرن این کار را تجاوز می نامد). باید به این نکته هم اشاره کنم که برده داری در اسلام فقط از راه خرید و فروش نیست. بلکه در جنگ با کفار حربی، اسرای غیرنظامی چه زن باشند چه مرد و چه پیر و چه کودک در حکم برده به شمار می آیند. می گویید این ره که می روی به ترکستان است. می گویم بعید نیست که یکی بالاخره با همین راه به نتایجی رسیده که فجایع اخیر را جایز دانسته است. 

این که چه طور می شود زن هم وطن مسلمان تبدیل به کافر حربی شود، گرچه برای هر عقل سلیمی غیر ممکن است اما برای کسی که در قلبش مرض است صدور حکم تکفیر و ارتداد کاری ندارد. تا همین الانش هم احمد خاتمی و قاسم روانبخش، معترضان را به محاربه با خدا متهم کرده اند. کاری برایشان دارد یک قدم جلوتر بروند و محارب را به کافر حربی تبدیل کنند. 

می دانم که محسن کدیور از بیخ و بن با صغرا و کبرای بالای من مخالف است. اما مخالفت او لزوما به این معنی نیست که گروهی دیگر چنین تفسیری ارایه ندهند و بر پایه آن مجوز فجایع اخیر را صادر نکنند. این‌ ها آدم هایی هستند که فتوای قتل های زنجیره ای روشنفکران و قتل های زنجیره ای کرمان را راحت صادر کرده اند. 

همه این ها به کنار، گیرم که مشکل شرعی تجاوز به کنیز حل شد. من در شگفتم که مشکل شرعی تجاوز و لواط با پسران بازداشت شده را چطور می شود حل کرد. تا جایی که دانش اندک من اقتضا می کند در فقه شیعه لواط حتی با برده هم جایز نیست. در تفاسیر بسیار نادر و شاذ و قدیمی سنی البته اگر کسي با غلام و بنده خودش لواط کند مجازات نمی‌شود. البته در این جا هم گروهی فتوا داده‌اند که بنده پس از این کار خود به خود آزاد خواهد شد. نمی‌دانم! شاید هم دلیل آزاد کردن برخی از بازداشتی‌ها بعد از تجاوز به آن‌ ها همین بوده است.

http://www.news.com.au/common/imagedata/0,,6742239,00.jpg



شانزدهم مرداد 1388 :: :: نويسنده : راستین

 

جزئیاتی از تشکیلات "راه سبز امید" از زبان مشاور موسوی

 

مشاور ارشد میرحسین موسوی گفته است که محمد خاتمی و مهدی کروبی از اعضای شورای مرکزی تشکیلات "راه سبز امید" خواهند بود.

علیرضا بهشتی، مشاور آقای موسوی روز سه شنبه ۲۷ مرداد (۱۸ اوت) در گفتگو با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت که شورای مرکزی این تشکیلات شامل ۵ یا ۶ نفر خواهند بود و یک شورای مشورتی با ۳۰ یا ۴۰ عضو هم برای آن تشکیل خواهد شد.

به گفته آقای بهشتی، تشکیلات "راه سبز امید" که یک "شبکه اجتماعی" خواهد بود به پیگیری خواسته هایی چون اجرای کامل قانون اساسی ایران، به ویژه اصول مربوط به "حقوق ملت" خواهد پرداخت.

او گفت: "در شبکه اجتماعی، یک اهداف حداقلی متصور است که چارچوب اصلی این حداقل ها در بیانیه ای که به زودی منتشر می شود، مشخص شده است".

آقای بهشتی در پاسخ به این پرسش که چرا آقای موسوی از تشکیل "حزب" یا "جبهه" منصرف شده و تصمیم گرفته است که یک "شبکه اجتماعی" را سامان دهد، گفت که حزب در ایران معمولا از حلقه بسته ای تشکیل می شود و در عین حال نظام سیاسی به گونه ای است که جای فعالیت زیادی برای احزاب باقی نمی گذارد.

او گفت که جبهه های سیاسی هم معمولا از جمع احزاب تشکیل می شود، بنابراین آقای موسوی و مشاورانش تصمیم گرفته اند به شبکه سازی اجتماعی، مانند آنچه به گفته او در "ماه های پیش از انقلاب اسلامی و در دوران مبارزه از مشروطه به بعد" سابقه داشته، بپردازند.

آقای بهشتی گفت: "هر کسی که به هویت ایرانی – اسلامی به عنوان یک سرمایه نگاه کند و هر کسی که مسئله انقلاب ایران را به عنوان یک حادثه ای که متجلی خواست مردم ما بوده باور دارد یا تعهد و پایبندی به قانون اساسی را به عنوان یک مبنا بپذیرد، می تواند وارد این تشکیلات شود".

او گفت: "بخش مربوط به حقوق ملت بخش مهم قانون اساسی است که متأسفانه نادیده گرفته شده است. در حالی که این مردم زمانی که در سال ۵۸ به طرح قانون اساسی رأی دادند، به تمام فصول آن رأی دادند و حق دارند این مطالبه را داشته باشند که همه آن اجرا شود".

آقای بهشتی گفت که کمیته هایی در تشکیلات "راه سبز امید" تشکیل خواهد شد که بخش زیادی از اعضای آن "نیروهای کیفی جامعه" و تحصیل کردگان هستند و "اگر این افراد متشکل شوند هیچ حکومتی نمی تواند صدای آنها را نشنیده بگیرد".

او گفت از جمله کارهایی که این کمیته ها انجام خواهند داد "دیده بانی" است: "کار دیده بانی این است که گروه ها می توانند آنچه را در دولت به عنوان سیاستگذاری ها شکل می گیرد را نقد و بررسی کنند و به اطلاع مردم برسانند".

آقای بهشتی در مورد لزوم ثبت رسمی چنین تشکیلاتی گفت: "این تشکیلات اساسنامه رسمی که نیاز به ثبت رسمی داشته باشد ندارد، ولی مرامنامه ای را تنظیم خواهیم کرد و تأکید هم بر این است که مرامنامه از تعامل بخش های مختلف این تشکل شکل بگیرد".

او پیش بینی کرد که مخالفت هایی هم با ایجاد این تشکل صورت بگیرد.

واکنش ها

در این حال گروهی از چهره های سیاسی ایران نسبت به خبر ایجاد تشکیلات "راه سبز امید" که میرحسین موسوی روز پنجشنبه ۲۲ مرداد از آن سخن گفت، واکنش نشان داده اند.

عزت الله سحابی، رئیس شورای فعالان ملی - مذهبی به خبرگزاری ایلنا گفته است که قانون اساسی ایران "با وجود برخی اشکالات"، دارای ظرفیت هایی است که می توان از آنها استفاده کرد.

او پیشنهاد کرد که "راه سبز امید" اجرای بخش های "مغفول" قانون اساسی را به صورت قانونی و غیرخشونت آمیز پیگیری کند.

محمدرضا باهنر، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین که یک تشکل اصولگراست هم به ایلنا گفته است: "باید مقصود آقای موسوی از تشکیل 'راه سبز امید' دقیقا چیست".

او تأکید کرد که اگر این تشکیلات قرار است به صورت یک حزب فعالیت کند باید از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب مجوز بگیرد و اگر می خواهد یک جبهه سیاسی تشکیل دهد "باز هم باید اعضایش را در چارچوب قانون انتخاب کند".

حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان هم در سرمقاله روز دوشنبه این روزنامه، تشکیل "راه سبز امید" را مرحله تازه ای از "کودتای آمریکایی" خواند و آن را راه اندازی یک تشکیلات "با نام و نشان اما بی شناسنامه" توصیف کرد.

۳۰ مرداد ۱۳۸۸, ساعت ۵:۱۱ قبل از ظهر

محاکمه فعالان کارگری به اتهام های سیاسی اگر چه تازگی ندارد ولی تکرار اینگونه محاکمات و صدور کیفرخواست هایی با اتهام هایی تخیلی، نه تنها پاسخی قابل قبول به تقاضای آب و نان و مسکن جامعه کارگری نیست بلکه آنها را وادار به طرح خواسته ها و مطالبات غیر صنفی خواهد کرد./ اتهام رييس و سخنگوي هيئت مديره سنديكای کارگران، تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه، ارتباط با افراد معاند نظام، تشکیل سندیکای غیر قانونی و تحریک کارگران علیه سران نظام بوده است.

 

برادر ِِ .... چرا برادر کشی!؟

عبدالعلى بازرگان: 

این سئوالی است که در تظاهرات ِ قبل از انقلاب، مردم از سربازان مسلح می کردند و پس از برخورد خشن و خونینِ ِ حاکمیت با مخالفین در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز در ذهن و ضمیربسیاری از مردم مطرح شده و می‌شود. با این تفاوت که به جای: برادر ارتشی... باید گفت برادر بسیجی، سپاهی، نیروی انتظامی، اطلاعاتی و ....

چرا و چگونه ممکن است مدعیان و مبلغان یک آئین دینی همه اصول اخلاقی و انسانی را زیرپا گذارده و همه قداست‌های ادعائی را قربانی قدرت و ولایت خود کنند!؟

البته در جنگ‌های داخلی یوگسلاوی سابق هم صِرب‌های جنایتکارازهیچ تجاوزی به زنان مسلمان فروگذاری نمی‌کردند و سربازان آمریکائی نیزدر زندان ابوغریب عراق ازعریان کردن اسیران و افساربستن برآنها برای تحقیرو توهین بسیار بهره می‌گرفتند. از فجایعی هم که در زندان‌های اسرائیل بر نوجوانان فلسطینی به جرم پرتاب سنگ می‌گذرد کمتر کسی است بی‌خبرباشد.

به تاریخ گذشته خودمان هم که نگاه می کنیم، "شاپور ذوالاَکتاف"ها از سوراخ کردن کتف اسیران عرب برای عبورِ بند اسارت و آقا محمد خان‌ها از تپه و تل ِ سرهای بریده و چشم‌های از حدقه درآورده برای ارعاب مردم استفاده می‌کردند. انوشیروان معروف به عادل!! نیز از قتل عام مزدکیان و وارونه کاشتنشان همچون درخت در زمین خودداری نمی‌کرد. ما قرن‌ها بلکه هزاره‌هاست گرفتار این سَبُعیت‌هاهستیم.

اما اگرسالیانی دراز زیر سلطه ایلخانان و تیموریان بودیم و مغول‌ها زدند و کشتند وسوختند و بردند، بیگانه بودند، نه هموطن و همدین ما!! آنها مدعی مسلمانی و مبلغ آئین اهل بیت پیامبررحمت نبودند، مردم نیزانتظاری از آنها جز آنچه کردند نداشتند.

سؤال اینجاست که چگونه می‌توان به نام اسلام ، که نامش برگرفته از سِلم و سلامت و صلح و آشتی است، و برای زمینه سازی ظهور کسی که منتظر قیامش برای استقرار قسط و عدالت درجهان هستند، طلب کنندگان قسط و عدالت در وطن را مورد شکنجه و آزار قرار داد!؟ در آغازِ تظاهرات، مردم باور نمی‌کردند نیروهای سرکوبگر ایرانی باشند و با فرافکنی آنها را فلسطینی و لبنانی تصور میکردند! آخر مگر می‌توان باور کرد هموطن ِ همباوری حمیّت و غیرت نداشته باشد؟

پس این همه آیه و حدیث و روایت در حرمت جان و مال و ناموس و آبروی مردم که در حوزه‌ها می‌خوانند و به مردم می‌آموزند چه شد و به کجا رفت!؟ آیا قراراست "ماکیاولیسم" در قالب ولایت درآید و هدف هر وسیله‌ای را توجیه کند، یا دین تازه‌ای ظهورکرده که از آن بی خبریم؟

می گویند حوادث اخیر توطئه دشمنان اسلام و تبلیغات بیگانگان است؛ ندا را آنها کشتند، خوابگاه دانشجویان را تروریست‌ها به خاک و خون کشیده و دل رهبر را به درد آوردند! نام ترانه موسوی اصلا در ثبت احوال نیست، تجاوزبه زندانیان دروغ آشکار است، لباس شخصی‌ها نیروهای خودجوش مردمی هستند و....

اما شکنجه گاه کهریزک که دستوربستنش را دادند و شهادت روح الامین‌های خودی را چگونه می توان توجیه کرد و برای شستن شایعات تجاوز در زندان ها چه تدبیری اندیشید؟

با وجود همه پوشش‌ها و پنهان کاری‌ها، درنظام خداوند برج‌های دیده‌بانی و شاهد و مشهودهای فراوانی وجود دارد که هر جنایتی را برملا و به موقع خود افشا خواهد کرد. آیا سوگندهای ابتدای سوره بروج را که شرح نمونه‌ای ازاین جنایات وهشداری به آنهاست نخوانده اند؟

سوگند به آسمان که دارای برج ها(ی نگهبانی) است، سوگند به روزموعود(حساب رسی)، سوگند به همه شاهدان و همه آنچه مشاهده شده، در گودال انداخته شدگان (بخوانید در سلول و سوله ها) کشته شدند، با آتش گیرانه دار (بخوانید با شکنجه های وحشیانه)، درحالی که شکنجه گران بربالای گودال نشسته و نظاره گرِ زجرمؤمنین بودند. به کدامین گناه ؟!.... به این جرم که (به جای سرسپاری به مقام عظمای قدرت) به خداوندِ صاحب عزت و ستودگی ایمان داشتند (بزرگی و ستایش را شایسته خدا میدانستند وفقط به ولایت مطلقه او باور داشتند).

ریشه یابی دینی برادر کشی!؟

برادرکشی به درازای تاریخ سابقه دارد. اولین آنها به روایت قرآن، درنخستین خانه، یعنی خانواده "آدم" اتفاق افتاد. قابیل که بر هابیل سخت حسادت می‌کرد، بنیانگزار اولین آدم کشی شد. پیوند برادری از قوی‌ترین پیوستگی‌ها بوده است. اما چه شد که این پیوند گسست وبرادرکشی باب شد؟

قرآن پاسخ می دهد "نفس" او کشتن برادر را (که عاطفی‌ترین ارتباط است) برای او آسان و هموار وتوجیه پذیر کرد، آنگاه او را کشت و از زیانکاران شد!

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ (مائده ۳۰)

کتاب‌های لغتِ زبان عربی واژه " طـَوّعـَتْ" (از ریشه طوع) را، رام و مطیع کردن نفس و برخود آسان کردن انجام کارکراهت آمیز معنا کرده اند. کراهت نفس ممکن است هم از قبول سختی‌های راه حق باشد و هم در انجام کارهای خلاف اخلاق و انسانیت. پس راضی کردن نفس هم میتواند منفی باشد و هم مثبت.

چگونه ممکن است آدمی خود را به انجام جنایت راضی کند؟

محال است آن که نفس بیدار، وجدان هشیار، پروای از خدا و پلیس درونی پرکار دارد بتواند دست به شکنجه و آزار دیگران بزند. ابتدا باید وجدان خود را زیر پا بگذارد، چراغ چرائی نفس را خاموش کند، نفس ملامت گر را مجاب کند، آنگاه با خیال راحت هر کاری را انجام دهد!!

چنین کاری را آقایان "توجیه شرعی" می‌نامند، که ازجنس همان "کلاه شرعی" است. ابتدا خودی را غیر ِخودی می‌کنند و انگ منافق، محارب، مفسد فی الارض، ضدانقلاب مخملی و انواع دیگر می‌زنند، آنگاه حکم حاضر آماده آن را "قربة الی الله" اجرا می کنند و به حساب ثواب آخرت خود می‌گذارند!

داستان برادران یوسف را هم که در قرآن خوانده‌اید؟ آن هم ماجرای دیگری از برادرکشی است. اتفاقا پاسخ پدربه پسرانی که پیراهن خونی یوسف را آوردند فقط و فقط همین بود:

این "نفس" شما بود که کاری (وحشتناک) را برای شما آراست و نیکو جلوه داد!
بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ.... (یوسف ۱۸)

"تسویل" شبیه همان واژه "طوّعت" در داستان دو فرزند آدم است، که دلالت بر "خود فریبی" و توجیه شرعی تراشیدن برای تمایلات نفس سرکش می‌کند. کامل‌تر و جامع‌تراز این کلمات برای توضیح روان‌شناسی خود فریبی انسان، واژه "تزئین" نفس است که حدود سی بار در قرآن از زوایای مختلف فردی، اجتماعی و درمیدان‌های گونا گون زندگی و ابتلای آدمی آمده است. تزئین، زیبا نشان دادن وزینت بخشیدن به اهداف باطلی است که نفس آدمی می‌طلبد و می‌کوشد عقل عاقبت اندیش و نفس ملامتگر خود را با جلوه‌های آن بفریبد.

"ولایت مطلقه فقیه" و نفی نقش توده‌های مردم در تعیین سرنوشت خویش ونادیده گرفتن حق انتخاب آزاد مردم وانکارناشی بودن مشروعیت نظام از رأی مردم ، از همان نظریات تزئین شده‌ای است که سرچشمه و اصل و اساس اختلافات و انحرافات اخیر است. ابتدا براى مخالفت با ولايت فقيه شعار "مرگ خواهى" داده مى‌شود، آنگاه زجر و شكنجه و اعمال كمتر از قتل آسان مى‌گردد.

به تعبير قرآن:

این دل‌هاى ايشان است كه گرفتار قساوت شده و شيطان است كه اعمال آنها را به نظرشان نيكو جلوه داده است!
.... وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ (انعام ۴۳)

۳۰ مرداد ۱۳۸۸

 

 

 

از پس پرده نگاه کـــــــن مـــــــثل شطرنج زمونه

هر کسی مثل یک مُــهره توی این بازی می مونه

 

یکی مثل مــــــــــــا پیاده یـــــکی صد سال سواره

یه نفر خونـــه به دوش و یکی دوتــــــا قلعه داره

 

یک طرف همه سیاه و یک طرف همه سفیــــــدن

روبروی هم یــــه عمره ما را دارن بازی میــــدن

 

اونا که اَوّل بازی توی خونه تـــــــــو و مــــــــــن

پیش پای اسب دُشمن مهره ها رو ســـــــر بُریدن

 

ببین امروز توی بازی همه شون شـاه و وزیرن

هنوز هم بدون حرکت پُشت ما سنــگر می گیرن

 

تاج و تخت شاه دیروز در قــــلعه شون نمی شه

به خیالشون که این تاج سر شونه تــــا همیشـه

 

یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت

تاجو اَز سرش تو میدون  لشـــــــــگر پـــــیاده اَنداختتصوير اصلي را ببينيد



بیست و ششم تیر 1388 :: :: نويسنده : راستین

نویسنده وبلاگ «تلویزیون مجازی» در مطلبی آورده است: بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم ! 

 

سریال افسانه جومونگ ( ساخته کشور کره جنوبی ) در واقع بخشی از تاریخ ایران را ربوده است . آنها نام ارمنستان را لاک گرفته و بر آن سرزمین بویو گذارده اند فرمانروایی ایران را هم سلسله هان نامیده اند . در تاریخ سلسله ( هان ) سواره نظام زره پوش وجود ندارد این سواره نظام بنا بر همه اسناد تاریخی مربوط به ارتش پارت ایران بوده است . 

یکی از افسران سپاه آهنین ایران در دوران اشکانی (۱۲۳/۱۲۴ تا ۸۸/۸۷ پیش از میلاد) در پایین عکس دیده می شود
 

 

 

http://www.mamalionline.com/join.htm

 وقتی از درگیری دولت هان با یاغیان صحبت می شود و بدین خاطر بویو دست به حمله به مناطق اطراف خود می زند در واقع زمانی است که فرمانروایی ایران با یاغیان هوسپائوسینس ( شورشگر تازی ) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور مشغول جنگ است در ضمن مهمترین نکته آنکه گرفتن گروگان از خاندان نافرمان نسبت به فرمانروایی تنها در ایران باب بوده است مهرداد پادشاه اشکانی در ارمنستان ( بخاطر آنکه بی طرفی کشورش را زیر پا گذارده و از رومیان حمایت نمود ) وارد کارزار شده و آرتاواز شاه ارمنستان را فرمانبردار خویش نمود و تیگران پسر آرتاواز را به عنوان گروگان به پارت فرستاد.  

رویدادهای بعدی باعث مداخله دوباره ایران شد و ارتش پارت، تیگران را به عنوان شاه بر صندلی پادشاهی به جای آرتاواز قرار داد . کشور بی ریشه کره با استفاده از تمثیل های ایرانی برای خود تاریخ می سازد در سریال یانگوم نخستین رستم زاد ( سزارین ) را به یانگوم منتسب کردند و حال در دل تاریخ اشکانی ما برای سرزمین چوسان خود هویتی حماسی می سازند . باید با هزار درد افسوس گفت به خاطر عدم توجه رسانه های مسئول نسبت به هویت و تاریخ ملی ایران کشورهایی نظیر کره بجای ما ، آنها را به نام خود نموده و در نهایت ما می مانیم و مشتی تاریخ غیر ایرانی !
 

 

http://www.mamalionline.com/join.htm

 

بقول ارد بزرگ اندیشمند و متفکر ایرانی : سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .

برای شناخت بیشتر و بهتر تاریخی که کشور کره جنوبی به یغما برده است نظر شما را به بخش های از تاریخ دودمان اشکانیان و پارت های ایران جلب می کنم : 

 

http://www.mamalionline.com/join.htm

 به مهرداد دوم پادشاه ایران زمین گفتند در کشورداری صبوری کنید اردوان پدر شما و همین طور فرهاد پدر بزرگتان خیلی زود کشته شدند . مهرداد گفت در حالی که هوسپائوسینس ( شورشگر تازی ) و گوردی ین، آدیابن و اُسرائن در باختر و سکاییان در خاور به جان مردم ایران افتاده و کشتار می کنند سکوت و نرمش به چه معناست . کشته شدن در این شرایط بسیار با ارزش تر از زندگی در خفت و ننگ است .
 

شجاعت پادشاه ایران مهرداد اشکانی گویای این سخن ارد بزرگ است که : برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است. 
 

مهرداد دستور داد ارتش ایران بازسازی شود استراتژی نظامی خاص اشکانیان ، جنگهای نامنظم توسط کمانداران ورزیده بود که شالودهء ارتش اشکانی را تشکیل می دادند. گروههای سوارکار چالاک و کمانداران قابلی که می توانستند در حال سوارکاری ، از هر سویی، هر هدفی را نشانه روند .  

علاوه بر این ، تمرینات گروهی پیوسته آنها ،در میدان نبرد ، الگوهای نامنظم ولی هدفمندی از حرکت اسبها را ایجاد می کرد، که به نحوه ای غیر قابل پیشبینی ،به هر سمت و سویی می تاختند و به طور فردی یا گروهی شلیک می کردند . بخش دیگر سپاه مهرداد دوم سواره نظام زره پوش ایران که در باختر به آن سوارکاران شوالیه و در خاور به آنها سوارکاران آهنین می گفتند تشکیل می داد تمام بدن آنها و حتی بدن اسبهایشان پوشیده از آهن بوده و بدین شکل هر سپاهی را شکافته و به تسلیم وادار می نمودند . 


فرمانروای ایران یاغی هان باختر و خاور را مطیع خویش نمود و با ووتی فغفور فرمانروای چین از سلسله هان (۱۴۱ تا ۷۸ پیش از میلاد) روابط سیاسی و بازرگانی برقرار نمود .
مهرداد دوم دوباره شکوه را به ایران بازگرداند ...



درباره وبلاگ

تاج و تخت شاه دیروز در قــــلعه شون نمی شه

به خیالشون که این تاج سر شونه تــــا همیشـه


یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت

تاجو اَز سرش تو میدون لشـــــــــگر پـــــیاده اَنداخت


سبز سبز سبز

(باشیم)







اين وبلاگ رو صفحه خانگي كنيد.com